X
تبلیغات
ذکر کاشف الکرب
دعای فرج
دعای عظم البلا کلاس مجازی دین و زندگی

کلاس مجازی دین و زندگی
 

بِسْمِ ٱللهِ ٱلرَّحْمٰنِ ٱلرَّحِيمِ
 
نوشته شده در تاريخ دوشنبه یکم فروردین 1390 توسط ...

در آئین اسلام  تاکید شده که مربیان و پدران و مادران باید با بزرگداشت و احترام با کودکان و فرزندان خود برخورد نمایند تا بتوانند از این رهگذر آنان را ارشاد و راهنمایی نمایند. پیامبر اعظم( ص) که نمونه ی عملی چنین تربیت و برخورد بودند فرمودند: ((اوصیکم بالشبان خیراً فانهم افئدة)). یعنی، درباره جوانان به شما سفارش می کنم که با آنان به نیکویی رفتار نمایید چه دل های آنان لطیف ونازک است.

و نیز فرمودند: (( و ارحمو صغارکم)). با کودکان خردسال خود با رحم و شفقت رفتار نمایید.

رسول اکرم(ص) وقتی با یاران خود حرکت می کرده وبه کودکانی برخورد می نمود با مهر و لطف به زبان کودکی با آنان سخن می گفت و در حد توانایی شان آنان را ارشاد می فرمود.

کودکان غرق شادی و نشاط شده، مهر و محبت رسول خدا را به دل گرفته مشتاق دیدارش می شدند.

معلم از این  سیره ی پیامبر اعظم می آموزد که کودکی و جوانی زبان خاصی دارد و با زبان خاص کودکی و جوانی باید با آنان سخن گوید و ارتباط بر قرار نماید. زبان آن ها زبان مهر و محبت و شوق و شخصیت دادن است.

*                  پیامبر و عمل به گفتار

رسول خدا(ص)  با این که از برترین پیامبران اولوالعزم بود و عصمت و طهارتش بی نظیر بود، با این حال وقتی مادری نزدش آمده و تقاضا می کند که فرزندش را از خوردن رطب باز دارد، حضرتش این کار را به روز دیگر موکول می کند، چون قبلاً رطب میل کرده بودند.

این گونه رفتار از رسول خدا (ص) خود دلیل و سند زنده ای بر این است که شخص غیر عادی سخنش در دیگران مؤثر نخواهد شد.

پیشوایان دینی فرموده اند که: (( کونوا دعاة الناس الینا بغیر السنتکم.)) مفهوم حدیث این است که انسان ها را با رفتارتان به خوبی ها دعوت کنید. معلم از این سیره پیامبر می آموزد که یکی از اساسی ترین شرایط معلمی مطابقت گفتار و کردار است. شاگرد وقتی ببیند که معلم از نظر رفتار و کردار دارای وحدت وهمبستگی است خود به خود تحت تأثیر او قرار گرفته به اصول انسانی راهنمایی خواهد شد.

*                  پیامبر و نحوه ارتباط معلم و شاگرد

اسلام با عالی ترین برنامه های خود کوشیده، انسانی ترین رابطه را بین معلم و شاگرد به وجود آورد، رسول خدا (ص) نمونه ی عینی این نوع رابطه فرمودند: (( لینوا لمن تعلمون و لمن تتعلمون منه)). یعنی: به شاگردانی که درس می دهید و از معلمانی که درس می آموزید با هر دو به نرمی و ملایمت رفتار کنید.

سیره ی عملی رسول خدا(ص) این درس را به ما می دهد که معلمی و شاگردی هر دو بر نرمش و خضوع استوار است.

*                  پیامبر و وفای به عهد و پیمان

رسول خدا(ص) درباره ی وفای به عهد و پیمان می فرماید: (( من کان یومن بالله و الیوم الآخر فلیف اذا وعد)). یعنی: هر که به خدا و روز رستاخیز ایمان دارد باید پایبند قول و قرارش باشد.

در شرح حال رسول خدا(ص) که نمونه ی عملی وفای به عهد و پیمان هستند در تفسیر المیزان علامه طباطبایی نقل می کند که رسول خدا(ص) به یکی از یارانش در مکه قول داد که تا او نیاید در انتظارش باشد، آن مرد پس از جدا شدن از رسول خدا موضوع تعهد و قول با رسول خدا را فراموش کرده به کارهای شخصی خود پرداخت. رسول خدا سه روز تمام درآن جا در انتظارش بود تا گروهی از این جریان اطلاع پیدا کرده آن مرد را از این جریان آگاه ساختند آن مرد نزد رسول خدا شتافته با کمال شرمندگی عذرخواهی کرد.

بنا براین از سیره ی عملی رسول خدا(ص) می آموزیم که یکی از اصول اخلاقی وفای به قول و عهد است. و ما معلمان در امر تربیت این نکته را باید در نظر داشته باشیم که قول و قرار هر انسانی محترم است و درامر تربیت، وفای به عهد و پیمان بسیار مهم است و تأثیر مثبت دارد.

*                  پیامبر و حفظ شخصیت

شخصیت دادن خود تربیت کردن است. رسول خدا(ص) می فرمود: (( اکرمو اولادکم)) یعنی برای فرزندان خود شخصیت قائل شوید.

یکی از خصلت های پیامبر گرامی(ص) این بود که عذرخواهان را می پذیرفت و با این کار به بدکاران شخصیت داده، راه خوب شدن را برای آنان آماده می ساخت.

یکی از اصول اساسی تربیت حفظ حیثیت و شخصیت از طرف مربی است. در همه ی ابعاد تربیتی این اصل باید محفوظ بماند. تجربه تربیتی خود حاکی است که هرگاه با حفظ شخصیت با کودکان خاطی برخورد شده، درهمان مراحل ابتدایی دچار تأثر و گریه شده، از کردار خود اظهار ندامت و پشیمانی نموده به عذر خواهی پرداخته است.

رسول گرامی اسلام با همین شخصیت دادن توانستند از مردم متعصب و جاهل آن زمان، انسان های وارسته بسازند. پس فراموش نکنیم که با حفظ شخصیت، بهتر می توانیم دگرگونی در متعلمین ایجاد نماییم.

*                  پیامبر و دقت نظر

پیامبر گرامی اسلام وقتی آیه ی (( إن فی خلق السموات و الارض)) نازل شد فرمود: وای بر آن که این آیات را بخواند و بدون دقت و تدبر از کنارش بگذرد.

سیره ی عملی پیامبر اسلام دقت نظر است و تربیت انسان ها دراین راستا.

عبادات اسلامی روح دقت را در انسان ها پرورش می دهند. اسلام می کوشد از لابلای مطالعه و امعان نظر اوج گرفته  به هستی مطلق و جهان آخرین دست یابند و این وقتی امکان پذیر است که انسان از قشرها و سطوح گذشته به اعماق اعمال عبادی رسیده به عرفان و خداشناسی دست یابد. معلمان نیز باید تلاش کنند شاگردان را به تدریج با روحیه دقت نظر آشنا سازند. یکی از طرقی که شاگردان را دقیق بار می آورد دقت و امعان نظر خود معلم است.

*                  پیامبر و تسخیر دل ها

خداوند رمز پیروزی و موفقیت آیین رسولش را در پرتو مکارم اخلاق او دانسته و درسوره آل عمران آیه ی 159 می فرماید: ((فبما رحمة من الله لنت لهم و لو کنت فظا غلیظ القلب لا نفضوا من حولک)) یعنی: به لطف الهی با نرمی و ملایمت با آنان رفتار نمودی و اگر تو تند و خشن بودی هر آینه از دور تو پراکنده می شدند.

با مطالعه در آیات قرآن به خوبی مشهود می گردد که اصولا راهنماییو ارشاد انسان ها و نفوذ در دل ها جز با نرمی و ملایمت امکان پذیر نیست و این راه و روش درهمه ادیان الهی حکمفرماست.[1]

بنابراین اگر بخواهیم معلم نمونه ای بوده و در دل شاگردان نفوذ کرده باشیم باید از سیره ی عملی پیامبر اکرم(ص) درس گرفته و بکوشیم رفتارمان انسانی باشد و با کمال مهر و محبت با آنان رفتار کنیم، لغرش ها و اشتباهات آنان را در گذشته نادیده بگیریم و فراموش نکنیم که هدف اساسی رسول خدا (ص) از آن همه تلاش و کوشش ها، زنده نگه داشتن مکارم اخلاق و خصلت ها ی انسانی بوده است.

*                  پیامبر و روزنه های امید

یکی از گناهان بزرگ این است که روزنه های امید را به روی مردم مسدود کنیم و آنان را از حرکت و پویایی باز بداریم. رسول گرامی اسلام(ص) که مظهر امید است و روزنه های امید را به روی همه باز می کند می فرماید: ((الناس معادن کمعادن الذهب و الفضه)). یعنی، انسان ها همه همانند معادن طلا و نقره هستند یکی ارزش بیشتری دارد، دیگری کم تر، اما چنین نیست که همه ی ارزش ها را فاقد باشد.

ما معلمان درامر تربیت به این نکته ی ظریف تربیتی باید توجه کنیم  و دانش آموزی را نفی مطلق نکنیم. هنر معلمی این است که نیروهای سرشار افراد را که به طور عاطل و باطل مانده استخراج نموده، نیروهای بالقوه آنان را به فعلیت برسانیم. سیره ی عملی پیامبر نیز همین بود.

*                  پیامبر و تقسیم محبت بین همه

یکی از سیره های عملی پیامبر اکرم(ص) این بود که عملاً به همه ی معلمان و مربیان و پدران و مادران توصیه می نمایند که در جمیع شوؤن زندگی، خواه خانوداگی یا اجتماعی باید با انسان ها رفتاری یکسان و یکنواخت داشت تا توهم تبعیض از بین برده شود.

امام جعفر صادق(ص) می فرماید: (( کان رسول الله (ص) یقسم لحظاته بین اصحابه فینظر الی ذا وینظر الی ذا بالسویه)).

یعنی، رسول خدا برای رعایت اصل عدالت و عدم تبعیض نگاه ها و توجه های خود را میان یارانش تقسیم می کرد، گاه به این طرف و گاه به آن طرف نگاه می کرد.

*                  پیامبر و عدم تبعیض

رسول خدا وقتی وارد مدینه شدند در خانه ی یکی از افراد فقیر مدینه به نام ابوایوب سکنی گزیدند، چه در غیر این صورت به هر خانه ای که قدم می گذاشتند سخن از تبعیض به میان می آمد، به خصوص اگر صاحب آن از ثروتمندان مدینه بود. ولی رسول خدا(ص) با این کارشان ثابت کردند که نباید بین افراد تبعیض قائل شد.

پیامبر وقتی به همراه عده ای حرکت می کرد، می کوشید که توجه و نگاه های خود را میان اطرافیانش به طور مساوی تقسیم کند تا مبادا فردی احساس کمبود محبت کرده دچار رنجش خاطر گردد.

از سیره ی عملی رسول خدا(ص) می آموزیم که در امر تربیت از تبعیض باید پرهیز کرد زیرا یکی از کارهای خطرناک، تبعیض میان شاگردان است و عامل اصلی  و انگیزه ی واقعی تحریک شدن در تبعیضات احساس بی محبتی است. و به نظر من بهترین معلم کسی است که هر شاگردی خیال کند معلم او را از همه  بیش تر دوست داشته و مورد توجه اش است.

*                  پیامبر و عفو و گذشت

 رسول اکرم(ص) عالی ترین جلوه های گذشت وعفو را در طول تاریخ زندگی فردی واجتماعی خود به منصه ظهور در آورد. پیامبر اکرم(ص) فرمودند: (( موسی به خدا عرض کرد کدام یک از بندگانت در پیشگاه تو عزیزاست . فرمود آن کس که در عین توانایی بر مجازات، عفو و گذشت نماید)).

*                  پیامبر و تشویق

هیچ موجودی به اندازه ی انسان ظریف نیست این موجود لطیف راه های نفوذ پذیری دارد، اگر از راهش وارد شوند به تسخیر در آمده، عالی ترین تجلیات فکری و هنری و ذوقی و معنوی را از خود بروز خواهد داد. شاید عالی ترین ابتکارات انسانی مرهون تشویق و ترغیب ها بوده است.

پیامبر اسلام(ص) درباره ارزشمندی انسان ها می فرمایند: (( الناس معدن کمعادن الذهب والفضه)). یعنی، همه ی انسان ها معدن بوده وارزشمند هستند، منتهی یکی معدن طلاست و دیگری معدن نقره.

و نیز می فرمایند:(( من لم یشکر المخلوق لم یشکرالخالق)).

انس بن مالک گفت: وقتی رسول خدا از جنگ تبوک مراجعت می کرد، و سعد انصاری به استقبال آن حضرت آمد، رسول خدا با او مصافحه کرده دست های سعد را زبر و خشن دید. فرمود: چه صدمه و آسیبی به دستت رسیده است؟ عرض کرد: یا رسول الله من با طناب و بیل کارمی کنم و درامدم را خرج معاش خانواده ام می نمایم. رسول اکرم دست او را بوسیده، فرمود: این دستی است که آتش به آن نخواهد رسید.

بدیهی است رسول خدا با این کار روحیه کارگر را تقویت کرده، انگیزه تلاش وکوشش را در او گسترش داده، زمینه ساز نبوغ و خلاقیت کارگر خواهد بود.

ما معلمان نیز از سیره ی عملی رسول خدا (ص) درس می گیریم که تمجید و قدردانی بجا، شخصیت دانش آموز را تقویت می کند و به عزت نفسش نیرو می بخشد و زمینه ساز نبوغ و خلاقیتش می شود.

*                  پیامبر و عدم تحمیل

مطالعه ی سیره انبیاء و پیامبر اسلام(ص) این واقعیت را آشکار می سازد که یکی از عوامل مؤثر و بسیار خوبی که مردم در پرتوی آن به ادیان الهی و اسلام روی می آورند، این نکته بود که عمده تلاش مردان الهی مصروف این می شده عالی ترین رفتارهای انسانی از آنان صادر شده و بینندگان بی اختیار مجذوب آن رفتارها شده ایمان می آوردند. رسول گرامی (ص) فرمود که آئین او سهل و آسان بوده از هر نوع دشواری و غلظت بر کنار است. (( انی بعثت علی الشریعة السهلة السمحة)).

این دین باهمه زیبایی ها و لطافت هایش، رسول خدا تنها ماموریت ابلاغ آن را داشته است. خداوند درقرآن می فرماید: (( وما علی الرسول الا لبلاغ )). یعنی، رسول خدا تنها نقش ابلاغ کننده را دارا می باشد. و نیز می فرماید: (( لا اکراه فی الدین قد تبین الرشد من الغی)).

ما معلمان از سیره ی عملی پیامبر می آموزیم که مسائل تربیتی را نباید با زور و اکراه به شاگردان تحمیل کرد و به جای زور و تحمیل کاری کنیم که عوامل رغبت و ذوق در آن ها زنده شود.

*                  پیامبر و اصل تکریم

پیامبر (ص) خود کریم بود و با انسان ها نیز با کرامت رفتار می کرد، او با کرامت ترین انسان ها بود. تاریخ نویسان در وصف پیامبر اکرم(ص) نوشته اند: (( کان اکرم الناس)). (پیامبر) با کرامت ترین مردمان بود.[2]

پیامبر اکرم(ص) به تواتر به برقراری روابط اجتماعی بر پایه کرامت انسانی تاکید می ورزید و می فرمود: (( من اکرم اخاه المسلم فانما یکرم الله عزوجل)) هر کس برادر مسلمانش را تکریم کند به گمان خدای عزوجل را تکریم کرده است[3].

پیامبر (ص) برای همه ی انسان ها ارزش قائل بودند و اجازه تحقیر کردن یک دیگر را به مردم نمی دادند و می فرمودند: (( لا تحقرنّ احداً من المسلمین فان صغیرهم عندالله کبیرٌ)). مبادا فردی از مسلمانان را کوچک بشمارید و تحقیر کنید که کوچک آنان نزد خداوند بزرگ است.[4]

رسول گرامی اسلام  با سیره ی عملی خود این درس را به ما معلمان داد که در امر تربیت برای همه ی دانش آموزانمان ارزش قائل شویم و شخصیت آن ها را تکریم کرده و تحقیرشان نکنیم با این برخوردمان روحیه ی اعتماد به نفس را در آنان شوفا کرده و زمینه ی شکوفا یی استعدادشان را فراهم می کنیم.

پیامبر وشیوه ی تبلیغ

یکی از آموزش های لازم از سیره ی مقدّس رسول اکرم (ص) آموزش نحوه ی دعوت به حق و نحوه ی تبلیغ و رساندن پیام  حق به مردم است. قرآن در این زمینه می فرماید: (( یا ایها النبی انا ارسلناک شاهداً مبشراً ونذیراً)) (احزاب/45).

قرآن می فرماید: تو را گواه این است فرستادیم، بشارت بده، نوید بده، تشویق کن، یعنی نتایج بسیار عالی ای که دراین سیر و مسیر دارند به آگاهیشان برسان. و تو را نذیر، بیم دهنده، اعلام خطر کننده فرستادیم.

و در جای دیگر می فرماید: (( ادع الی سبیل ربک بالحکمة و الموعظة الحسنة و جادلهم با لتی هی احسن)) (نحل/125).

دعوت نباید توأم با خشونت باشد، به عبارت دیگر دعوت و تبلیغ نمی تواند توأم با اکراه و اجبار باشد. خلاصه پرهیز و خشونت در دعوت و تبلیغ یک اصل در سیره ی عملی پیامبر اکرم(ص) می باشد. 

*   پیامبر و مردم

بر خلاف رهبرانی که هنگام احساس خطر، اول جان خود را از حادثه در می برند و پا به فرار می گذارند و مردم و هوادارن را در گرفتاری ها رها می کنند، پیامبر (ص) هنگام هجرت برخی هوادارن خود به حبشه، درمکه ماندند و نیز هنگام هجرت مسلمانان به مدینه، اول گروهی از مسلمانان به مدینه هجرت کردند و بعد خودشان هجرت نمودند. هم چنین روزی پیامبر (ص) به کارگری برخورد که بر اثر کار بسیار دست هایش پینه بسته بود، رسول خدا(ص) دست های او را در دست گرفت و بر آن ها بوسه زد.

*              پیامبر و دلسوزی(سوز تربیت)

رسول خدا به همراه حضرت علی(ع) برای خریدن جامه به بازار رفتند. در بین راه رسول خد ا دخترکی را دید که گریه می کند. پرسید چرا گریه می کنی؟ گفت: زمان بازگشت به خانه دیر شده می ترسم مرا توبیخ کنند. رسول خدا فرمود: بیا با هم به خانه شما برویم تا من از آنان بخواهم که تو را رنج ندهند. به درب خانه نزدیک شدند، رسول خدا سه بار بلند بلند بر اهل خانه سلام کرد، افراد خانه که مالک آن کنیزک بودند به برکت حضور رسول خدا او را آزاد ساختند.

معلم از ین سیره ی عملی پیامبر اعظم(ص) می آموزد که تعلیم تنها عامل نقل و انتقال داده های ذهن است و مغز انسان ها را پروده می سازد، اما سوز و عشق، جان را پرورش می دهد، دل را صیقل می دهد، گمراهان را به هدایت و ارشاد وامی دارد.

 

اوصاف پیامبر در حدیث

امام صادق(ع) در خطبه ای که به ذکر حال و صفات پیغمبر و ائمه علیهم السلام اختصاص داده می فرماید: آن بردباری و وقار و مهربانی که خدا داشت، گناهان بزرگ و کارهای زشت مردم، او را مانع نشد که برای آن ها برگزیند دوست ترین و شریف ترین پیغمبرانش را، یعنی محمد بن عبدالله(ص) را که در حریم عزّت تولد یافته و در خاندان شرافت اقامت گزیده، حسبش نا آمیخته و نسبتش آلوده نگشته بود، صفاتش بر دانشمندان نامعلوم نبود، پیغمبران در کتب خود به وجودش مژده داده و صفاتش را دانشمندان بیان کرده و حکیمان در وصفش اندیشیده بودند، پاکیزه اخلاقی بود بی نظیر و ... حیا، صفت او بود و سخاوت طبیعتش. خدا او را برگزید و پسندید و انتخاب کرد و کلیدهای  دانش و سرچشمه های حکمت بدو داد، او را مبعوث کرد تا رحمت بندگان و بهار جهان باشد.[5]

امید آن که ما معلمان سیره ی پیامبر اکرم(ص) را اسوه قرار داده و با تمسک جستن به ایشان رسالت خود را درست انجام دهیم.

  

فهرست منابع و مآخذ

- قرآن کریم

- اصول کافی، جلد دوم، انتشارات مسجد، با ترجمه و شرح سید جواد مصطفوی

- قرآن پژوهی، بهاء الدین خرم شاهی، انتشارات دوستان

- سیری درسیره ی نبوی، استاد شهید مرتضی مطهری، انتشارات صدرا

- تعلیم و تربیت دراسلام، استاد شهید مرتضی مطهری، انتشارات صدرا

- چه گونه باید تربیت کرد؟، مجید رشید پور، انتشارات کعبه

- سیره پیامبر اعظم، سازمان آموزش و پرورش شهر تهران معاونت پژوهشی، برنامه ریزی و منابع انسانی

- سایت تبیان


[1] . خداوند در سوره ی طه/44 به موسی و هارون می گوید: در برخورد با فرعون با نرمی وملایمت سخن بگویید شاید او متذکر شود.

1. به نقل از کتاب سیره پیامبر اعظم

1. سیره ی نبوی- مصطفی دلشاد تهرانی

3. همان

1. اصول کافی- ج دوم، ص 332


.: Weblog Themes By Pichak :.


تمامی حقوق این وبلاگ محفوظ است | طراحی : پیچک